سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
702
تاريخ ايران ( فارسى )
در بين مواضع حساس صفوف ايرانيان قرار داده شدند و اين خود عمل خطرناكى از جهت پخش كردن قشون محسوب ميشد و با وجود اين پشتيبانى مثل آن بود كه افسران روى دهانهء آتشفشان خفته باشند . قوام در حدود دو هزار نفر عرب در اطراف شيراز جمع كرده بود . اينان قشقائىها را دشمن داشته و از انگليسها بيزار بودند و اگر پيش از آنكه فاتح معلوم شود دست اندركار نميشدند به حملهء طرف فرسوده مبادرت مينمودند و جدا به اشكالات مالى افزودند . بعلاوه باعث كمبود همه گونه مهمات و خواربار و ما يحتاج نيز مىشدند . حال خوبست توجهى به شيراز و فرمانفرما بنمائيم . وضع حضرت و الا خيلى مشكل بود ، چه بين كابينهء تهران و تقاضاهاى ما در محل گير افتاده بود و شايد تنها او بود كه ميتوانست اين موقع باريك را حفظ كند . در بسيارى مسائل او محققا نمىتوانست با ما موافقت كند ، ولى تا اندازهء تحتتأثير پسرانش واقع شده و در آخر راه مناسب را اختيار ميكرد . ساكنين شيراز توسط ملايان برعليه انگليسها تحريك شده و به جهاد دعوت و موعظه ميشدند . تهديد به مرگ آزادانه ابراز ميشد و اعلاناتى در بازار منتشر مىگشت كه مردم را بقيام دعوت مىنمود . در زير بطور نمونه يكى از اين اعلانات را ذكر مينمائيم : « اى مردم شيراز ! اى مردم غفلتكار خفته ! اى مردم نادان ! اى مردم لامذهب ، بىناموس و تنبل ! از زنان پستتر مباشيد ! خائنين را بقتل برسانيد ! دشمنان را در خانهشان بكشيد ! تمام دشمنان خارجى را بقتل برسانيد ! » اشكالات تهيهء آذوقه در اينموقع خرمن جمع ميشد و موضوع تهيهء آذوقه مشكل ميگشت . ذخيرهء عليق بسيار كم و منابع منطقهء عمليات تماما مصرف شده بود . از طرفى كاه و يونجه هم باندازهاى پرحجم و مزارع اطراف كموسعت بود كه اگر هم خريدارى ميشد وقت و كار براى حمل با الاغ و تحويل آن آنقدر زياد بود كه با مصرف آن مطابقت نميكرد . حقيقتا موضوع عليق باندازهاى مهم شده بود كه بيش از يك بار ما راجع به امكان مسئلهء دل فكار خارج فرستادن قشون سوار يا نابود كردن اسبهايشان صحبت